♥ Eshghe nafarjam ♥
لطفا تا اخرررر بخونین !!!
بار اول که دیدمش تو کوچه بود
یه لباس گل گلی تنش بود
با موهای بلند خرمایی
اومد طرفم و گفت : داداشی ؟! میای باهام بازی کنی؟! بیا دیگه ...
از چشمای نازش التماس میبارید
خیلی کوچیک بودم اما دلم لرزید
همون یه نگاه اول عاشقش شدم
۳ سال ازش بزرگتر بودم
قبول کردمو کلی بازی کردیم !
اخرش گفت تو بهترین داداش دنیایی
سال ها گذشت ....
هر روز خودم تا مدرسه میبردمش
هر روز به عشق دیدنش بیدار میشدم
اما اون همیشه میگفت : تو بهترین داداش دنیایی !!!
داغون میشدم که عشقم منو داداش صدا میزنه
گذشت و گذشت ...
شب عروسیش خودم راهیش کردم
ماشین خودم ماشین عروسش شد !
من رانندشون شدم
خودم اشکاشو پاک میکردم
با چشای گریون بازم گفت : تو بهترین داداش دنیایی
گذشت و گذشت ...
سالها گذشت ...
که تصادف کرد و واسه همیشه رفت
باز خودم زیر تابتشو گرفتم
میدونستم اگه بود بازم میگفت : تو بهترین داداش دنیایی !
رفت .... واسه همیشه رفت
و حتی یه بار نتونستم بهش بگم
آخه دیوووووووونه
آخه لامصب ! من عااااشقتم !!
من میمیرم واست !!!
چشات همه دنیامه
یه شب شوهرش دفتر خاطرشو آورد دم خونمون
و چشاش پره اشک بود
دفترو داد و رفت
وقتی خوندمش مردم ! نابود شدم ! نابود ....
نوشته بود: داداشی ! دوست داشتم
عاشقت بودم
اما میترسیدم بهت بگم !
میترسیدم داداشی ....
امیدوارم زود تر از تو بمیرم که اینو بخونی !
داداشی بهم فحش نده ! داداشی ببخش که عاشقتم
داداشی همه آرزوم تو بودی
داداشی .....
نظرات شما عزیزان:
تو بهترین داداش دنیایی.....!!!!

پاسخ:هنگم فعلا

پاسخ:آره.ولی بفرستین کلا ثواب داره

پاسخ:خیلی متن سنگینیه